می خواهم سرباز او باشم...
نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی پای برشرافت خود گذارد.
درباره وبلاگ


وبلاگ شخصی جواد کیهانی

آرشيو وبلاگ
  • آمار وبلاگ
    • کل بازديد : 196468
    • تاريخ ايجاد وبلاگ : دوشنبه 18 دی 1391 
    • کل نظرات : 46
    • تعداد کل پست ها : 428
    • آخرين بروز رساني : چهارشنبه 1 مرداد 1393 
    0       نظرات
    دوشنبه 26 فروردین 1392 
    جواد کیهانی

    خانووووم....شــماره بدم؟؟؟؟
    گلهِ برسونمت؟؟؟؟
    خانوم چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟
    اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!
    بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد
    تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و
    به محـــل زندگیش بازگردد.
    روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت...
    شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....!
    دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند...
    دردش گفتنی نبود....!!!!
    رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شدو کنار ضریح
    نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن...
    چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد...
    خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!
    دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را
    به خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد...
    امــــا...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!
    انگار محترم شده بود... نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!
    احساس امنیت کرد...با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب
    شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!
    یک لحظه به خود آمد...
    دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته...!



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    دوشنبه 26 فروردین 1392 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    دوشنبه 26 فروردین 1392 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    دوشنبه 26 فروردین 1392 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    دوشنبه 26 فروردین 1392 
    جواد کیهانی

    مگر نمى‌گوييم كه «حتّى تورّم قدماها» اين‌قدر در محراب عبادت خدا ايستاد! ما هم بايد در محراب عبادت بايستيم. ما هم بايد ذكر خدا بگوييم. ما هم بايد محبت الهى را در دلمان روزبه‌روز زياد كنيم.
    مگر نمى‌گوييم كه با حال ناتوانى به مسجد رفت، تا حقى را احقاق كند؟ ما هم بايد در همه‌ى حالات تلاش كنيم، تا حق را احقاق كنيم. ما هم بايد از كسى نترسيم.
    مگر نمى‌گوييم كه يك‌تنه در مقابل جامعه‌ى بزرگ زمان خود ايستاد؟ ما هم بايد همچنان كه همسر بزرگوارش فرمود «لا تستوحشوا فى طريق الهدى لقلّة اهله»، از كم بودن تعدادمان در مقابل دنياى ظلم و استكبار نترسيم و تلاش كنيم.
    مگر نمى‌گوييم كه آن بزرگوار كارى كرد كه سوره‌ى دهر درباره‌ى او و شوهر و فرزندانش نازل شد؟ ايثار نسبت به فقرا و كمك به محرومان، به قيمت گرسنگى كشيدن خود؛ «و يؤثرون على انفسهم ولو كان بهم خصاصه». ما هم بايد همين كارها را بكنيم.
    اين نمى‌شود كه ما دم از محبت فاطمه‌ى زهرا(سلام‌اللَّه‌عليها) بزنيم، در حالى كه آن بزرگوار براى خاطر گرسنگان، نان را از گلوى خود و عزيزانش - مثل حسن و حسين(عليهماالسّلام) و پدر بزرگوارشان (عليه‌السّلام) - بريد و به آن فقير داد؛ نه يك روز، نه دو روز؛ سه روز! ما مى‌گوييم پيرو چنين كسى هستيم؛ ولى ما نه فقط نان را از گلوى خود نمى‌بُريم كه به فقرا بدهيم، اگر بتوانيم، نان را از گلوى فقرا هم مى‌بُريم!

    بیانات امام خامنه ای در ديدار جمعی از مداحان ۱۳۷۰/۱۰/۰۵



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    دوشنبه 26 فروردین 1392 
    جواد کیهانی

    انتظار فرج یعنی کمر بسته بودن ، آماده بودن ، خود را از همه جهت برای آن هدفی که امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» برای آن هدف قیام خواهد کرد ، آماده کردن .
    آن انقلاب بزرگ تاریخی برای آن هدف انجام خواهد گرفت .
    و او عبارت است از ایجاد عدل و داد ، زندگی انسانی ، زندگی الهی ، عبودیت خدا ؛
    این معنای انتظار فرج است .



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    شنبه 24 فروردین 1392 
    جواد کیهانی

    معاویه نامه ای به امام علی علیه السلام می نویسد , به فخر فروشی در مقابل امام می پردازد
    امام در پاسخ به نامه او به بیان فضیلت های بنی هاشم و فضیحت های بنی امیه می پردازد :

    شما چگونه با ما برابريد كه پيامبر (صلّى اللّه عليه وآله وسلّم) از ماست و دروغگوى رسوا از شما حمزه شير خدا (اسد اللّه) از ماست و ابو سفيان (اسد الاحلاف)  از شما ، دو سيّد جوانان اهل بهشت از ما و كودكان در آتش افـكـنـده شده از شما و بهترين زنان جهان از ما و زن هيزم كش دوزخيان از شماست از ما اين همه فضيلت‏ها و از شما آن همه رسوايى ‏هاست*
    نهج البلاغه ، بخشی از نامه 28



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    شنبه 24 فروردین 1392 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    شنبه 24 فروردین 1392 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    شنبه 24 فروردین 1392 
    جواد کیهانی

    این قصه و همه شخصیت ها واقعی هستند.
    پرده اول:
    مرد، خسته و خاک آلوده از جبهه برگشته بود. زن، او را احترام کرد و به صورتش لبخند زد. مرد، گرسنه بود؛ پرسید چیزی برای خوردن داریم؟ زن سرش را پایین انداخت. مرد با ناراحتی و شرمساری پرسید چرا نگفتی که چیزی تهیه کنم؟ و از خانه بیرون رفت. در جیب هایش پولی نداشت ولی پیش اهالی محل آبرودار بود. از یک آشنا کمی پول قرض کرد آنقدر که بتواند وعده ی غذایی تهیه کند. سرکوچه رفیق همرزمش را دید. با هم از جبهه برگشته بودند؛ سرش را پایین انداخته بود و گریه میکرد. مرد پرسید: «چیزی شده؟». گفت خانه مان خالی است؛ شرمنده ی زن و بچه ام شده ام. مرد بی معطلی پول را به او داد. مانده بود چه کند؛ وقت نماز شد و او به مسجد محل رفت ولی قلبش از فکر گرسنگی زن و بچه اش آب شده بود. نماز که تمام شد برای احوال پرسی با امام جماعت مسجد جلو رفت. امام جماعت مسجد، پدرهمسرش بود. پیرمرد نورانی لبخندی زد و گفت باهم میرویم خانه ی شما؛ میخواهم ناهار را با دختر و نوه هایم بخورم! مرد ایستاد و هیچ نگفت. به روی خودش نیاورد و دو نفری به سمت خانه حرکت کردند.

    پرسوناژها به ترتیب ایفای نقش:
    مرد رزمنده: علی ابن ابیطالب علیه السلام
    زن: زهرای مرضیه سلام الله علیها
    رفیق مرد: مقداد
    امام جماعت مسجد: رسول اکرم صل الله علیه و آله

    پرده دوم:
    مرد با پدرهمسرش به خانه رسیدند. زن به نماز ایستاده بود. کنار سجاده ی زن سفره ای بود با طعم و رنگ غذاهای بهشتی... گویا فرشتگان ار باطن قبله برای زن آورده بودند. پیرمرد لبخندی زد یعنی من همه چیز را میدانم...
    این قصه و همه شخصیت ها واقعی هستند.



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    شنبه 24 فروردین 1392 
    جواد کیهانی
    0       نظرات
    شنبه 24 فروردین 1392 
    جواد کیهانی

    آیت الله بهجت (ره)
    اگر درست به قرآن عمل می کردیم ، با عمل خود دیگران را جذب  می کردیم ؛ زیرا مردم غالباً خواهان و طالب نور هستند ، قرآن انسان را به غایت کمال انسانی می رساند . ما قدردان قرآن و عدیل آن ( اهل بیت ) نیستیم



    ادامه مطلب
     


    0       نظرات
    شنبه 24 فروردین 1392 
    جواد کیهانی

    در مجالسى كه به مناسبت حضرت فاطمه عليها السلام برقرار مى شود،
    شايسته است فضايل و مناقب اهل بيت به خصوص حضرت زهرا عليهم السلام بيان گردد؛
    و برگزارى مجالس خنده بدون ذكر فضايل آن ها خوب نيست؛
    زيرا چه بسا با يك كلمه ى مهمل اشخاصى به ترديد بيفتند،
    به خصوص در زمان ما كه اهل تسنن در ميان ما هستند و چه بسا وسايل ضبط و استراق سمع داشته و از گفتار و كردار و افراد، و از صحنه ها عكسبردارى كنند،
    و ممكن است اين كارها موجب اذيت آزار و يا قتل شيعيانى كه در بلاد و كشورهاى ديگر در اقليت هستند، گردد...
    در اين صورت اگر يك قطره ى خون از آن ها ريخته شود، ما مسبب آن و يا شريك جرم خواهيم بود.

    از راه هايى كه مرحوم آقاى بروجردى رحمة الله علیه نيز همين راه را مى رفتند،
    همان بيان مشتركات ميان ما و عامه و ترك مطاعن و يا لعن و سب آشكار آن هاست.
    كه از جمله بيان حديث معروف و مشهور بين فريقين يعنى حديث ثقلين است.



    ادامه مطلب
     


    1       نظرات
    شنبه 24 فروردین 1392 
    جواد کیهانی



    ( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4